چهار شنبه 22 شهريور 1391برچسب:, :: 1:23 :: نويسنده : nafas
شقایق گفت :با خنده نه بیمارم، نه تبدارم
می گفت
نمی فهمید حالش را چنان می رفت و
صدای قلب او گویی جهان را زیرو رو می کرد
گل همیشه عاشق شد....
![]()
چهار شنبه 22 شهريور 1391برچسب:, :: 1:11 :: نويسنده : nafas
وقتی میشی نیاز من که نباشی پیش من اشکهای چشمامو ببین که میریزه به پای تو بازم که بیقرارمو دلواپسی نگاه تو تموم هستی منی بمون همیشه پیش من اگر شدم عاشق تو نزار بیتاب بمونم لا لایی شبام تویی نزار که بی خواب بمونم دارم برات شعر میخونم شاید به یادم بمونی فقط یه چیز اذت میخوام همیشه عاشق بمونی دوست دارم خیلی کمه ولی جز این چیزی نبود واژه ها رو ولش کنیم عشقمو از چشام بخون ![]()
دو شنبه 19 شهريور 1391برچسب:, :: 23:59 :: نويسنده : nafas
تو را هيچگاه نمي توانم از زندگي ام پاک کنم چون تو پاک هستي مي توانم تو را خط خطي کنم که آن وقت در زندان خط هايم براي هميشه ماندگار ميشوي و وقتي که نيستي بي رنگي روزهايم را با مداد رنگي هاي يادت رنگ مي زنم
![]()
یک شنبه 19 شهريور 1391برچسب:, :: 23:53 :: نويسنده : nafas
براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش
![]()
یک شنبه 19 شهريور 1391برچسب:, :: 11:28 :: نويسنده : nafas
اگر فقط: باران باشد... تو باشی... یک خیابان بی انتها باشد... به
![]()
یک شنبه 19 شهريور 1391برچسب:, :: 1:0 :: نويسنده : nafas
عاشقانه هایم را سرودم و تو هرگز نخواندی و نخواهی خواند... اینجا شب من طولانی است... باور کرده ام دیگر بی تو حتی آسمان هم آبی نیست...
![]()
یک شنبه 18 شهريور 1391برچسب:, :: 23:56 :: نويسنده : nafas
زندگی یعنی همین امروز همین حالا یعنی در آغوشت تا همیشه تا فردا زندگی یعنی نگاه تو کوک کردن قلبم با صدای تو دل دادن به آهنگ دل پاکت سرور و عشق در فضایی ساکت زندگی یعنی همین دم که از دلتنگم می دانی از این حسم عشق را می خوانی زندگی یعنی داشتن قلب پرستو در این وادی پست و ناهنجار تو در تو
![]()
یک شنبه 5 شهريور 1391برچسب:, :: 3:44 :: نويسنده : nafas
گاهی آدم میماند بین بودن یا نبودن!
به رفتن ک فکر می کنی
اتفاقی می افتد که منصرف می شوی…
میخواهی بمانی،
رفتاری می بینی که انگار باید بـــروی!
این بلاتکلیفی خودش کلــــی جهنـــــــــــــــم است
![]() ![]() |